تبليغاتX
نوبانگ
 
   

 

نوبانگ
 گویند رمز عشق نگویید و نشنوید * * * در گوش من نمی رود این پند مند ها!

نوبانگ

گناهکاری روسیاهم
باید به قطب بروم
هفتاد کشیش یخی بتراشم
و آن قدر اعتراف کنم
تا از خجالت آب شوند.

من...
فرزاد ارشادی
برگی از پاییز66...

» خرداد 1391
» اردیبهشت 1391
» خرداد 1389
» بهمن 1388
» دی 1388
» شهریور 1388
» اردیبهشت 1388
» آبان 1386
» مهر 1386
» فروردین 1386
» این غزلم، تقدیم به آنکس که خودش می داند!!!
» خرده رباعی از این حقیر
» یه غزل از خودم... ناقابل!!
» یه رباعی ناقابل از خودم
» یه چارپاره زیبا از دوست عزیزم سید علی رضایی
»
» بی عنوان
» من زنده ام هنوز و غزل فکر می کند !
» با اجازه آدمک منم هوس فحش دادن کردم!
» مرده ام !
 

این غزلم، تقدیم به آنکس که خودش می داند!!! دوشنبه یکم خرداد 1391
 


از چشمهایم پاک کن ابر بهاری را

اثبات کن قانون ِ اینکه «فرق داری» را

 

شبها که گیج و بی قرارم قرص ِ ماهم باش

ابطال کن این قرص هایِ زهرماری را

 

این پیک های پشت هم را، اینکه خالی کرد

هربار پشتِ این من ِ از خود فراری را

 

سیگارهایی را که هرگز کم نمی کردند

در عصرهای جمعه اندوه و خماری را

 

در صبح هایی که پَکَر بودم، که جا دادم

در مغزِ داغم شعله ی صدها بخاری را

 

لیوان های چای ِ تلخی را که در رَگهام

تزریق می کردند دردِ هوشیاری را

 

وقتی که حتی شعر هم تسکین نمی بخشید

وقتی که حتی قافیه ، ناسازگاری را...

 

من بار کردم،من کشیدم با خودم یک عمر

پشتِ سمندم حسرتِ هر بدبیاری را

 

بانو! دلم برگِ خیابانهای ِ پاییز است

تنها تو دقت کن کجا پا می گذاری را!

 

بگذار با تو بار دیگر سبز باشم من

از من نگیر این حس ِ حساس ِ بهاری را


        فرزاد ارشادی. اول خرداد 91


 

 
 
 

خرده رباعی از این حقیر پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391
 



تقدیم به آنکه به رسم جاده ها دور است اما به رسم دل همسایه...


همدرد گذشته های تو تا امروز

من آنکه نشسته ‍‍پای تو تا امروز

گفتی که زمستان شده ام کاری کن

من سوخت دلم برای تو تا امروز...



 

 
 
 

یه غزل از خودم... ناقابل!! چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391
 


در چشمٍ پر تظاهر بر بی گناهی اش
در ادعایِ مبنیِ بر سر به راهی اش

معصومِ مصنوعی و گرگ در لباس میش
با هر ادای سرزده از آن نواحی اش

افتاده ای بدون دلیل و بسادگی
از چشم های ناسپاس پرتگاهی اش

می سازد از زمانه برایت جهنمی
روزی اگر نخواهدت و تو بخواهی اش!

آوار شد سرت کسی که بی مضایقه
بودی براش سایه سارِ بی پناهی اش

دیروز رفت زیر سِرُم ضجه زد تورا
حالا شدی از عشق های اشتباهی اش!

دیگر گذشت قصه تمام است و بازهم
  سهم ذغال شد همه ی روسیاهی اش...
****فرزاد ارشادی****

 

 
 
 

یه رباعی ناقابل از خودم دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391
 




آن واکنشم که بی کنش تنها ام

در هر ضربان و هر تپش تنها ام

دیروز بدون تو و اکنون بی تو!

من از 66/8/10 تنها ام...

فرزاد ارشادی




 

 
 
 

یه چارپاره زیبا از دوست عزیزم سید علی رضایی دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391
 


فنجان خالی


حالم شبیه قصه ی فنجان خالی است

حالا که مدتیست شدی نیمه ی پرم

چشمت اگرچه مثل دلم صاف و ساده نیست

این روزها عجیب از آن قهوه می خورم

 

این روزها که شعر گناهی کبیره است

اثبات میشود به غزل پرگناهیم

هر قالبی که بود سرودم برای تو

آخر بگو چکار کنم تا بخواهیم؟

 

وقتی که شعر چشم تو را وصف می کند

وقتی که شاعر همه حالات میشدم

ای کاش زندگی همه اش شعر میشد و...

ای کاش عاشق ادبیات میشدم

 

فردا به جای نظم معاصر سر کلاس

آرایه های چشم تو تدریس میشود

از پشت میز هق هق من شاعرانه است

با اشک هام قافیه ام "خیس" میشود

 

باور نمیکنی همه ی شعر را ولی

از من نگیر خاطره ی این دو سال را

حالا دلم گرفته تو را با تمام خویش

مانند چوبیم که گرفته نهال را

 

مثل سکوت ساکتم و فکر می کنم

بعد از نبودنم به غزل های بی پدر

من فکر میکنم و تو آهسته می روی

لبهام رفته اند در آغوش یکدگر

 

مثل نهال ها و تمامی چوب ها

این یک حقیقت است که باید جدا شویم

هی مثل مثل مثل...نه...نگذار تا که باز

تمثیل اشتباهی این شعرها شویم

 

از ابتدای شعر نوشتم به تو ولی

از چشم قهوه ای تو بگذار بگذریم

میخواستم که بی تو... ولی چارپاره ام

دلبسته به نگاه تو انگار... بگذریم.. 
(سید علی رضایی)

 

 
 
» سید علی رضایی
» سید مهدی موسوی
» فاطمه اختصاری
» عبدالجبار کاکایی
» قیصر امین پور
» علیرضا قزوه
» علیرضا بدیع
» سرای بی کسی
» مغایرت(رضا کیاسالار)
» محسن عاصی
» سید حمیدرضا برقعی
» یوسف بینا
» شمس لنگرودی
» یغما گلرویی
» رسول کامرانی
» آرش شفاعی
» فرهووووووود
» همکلاسی های گمرک
  RSS 2.0  

Military Time
12 Hour Time

Weblog Themes By Blog Skin
 

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ